عاشـقـانه

 

 

 

http://www.up98.org/upload/server1/01/z/ucxwylobf2cud8l32vly.jpg

 

 

http://www.up98.org/upload/server1/01/z/0emq4vdmctwf4hwfmq0v.jpg

"دوستی من و تو تا نداره" 

با یه شکلات شروع شد.

من یه شکلات گذاشتم تو دستش.

اونم یه شکلات گذاشت تودست من.

من بچه بودم؛ اونم بچه بود.

سرمو بالاکردم ، دید منو میشناسه

خندیدم

گفت:دوستیم؟

گفتم:دوستیم.دوستِ,دوست

گفت:تا کجا؟

گفتم:دوستی که تا نداره

گفت:تامرگ

خندیدم وگفتم:من که گفتم تا نداره

گفت:باشه.تا پس ازمرگ

گفتم:نه!نه!نه!تانداره

گفت:قبول. تا اونجا که همه دوباره زنده میشن.بازم باهم دوستیم

تابهشت تا جهنم ؛ تا هرجا که باشه منو تو باهم دوستیم

خندیدم و گفتم:تو برای خودت تا هرکجا که دلت میخواد یه تا بزار!

اصلا یه تا بکش از این سردنیا تا اون سردنیا ؛ اما من اصلا براش تانمیزارم

نگاهش کردم ؛ نگاهم کرد

باورنمیکرد.

میدونستم اون میخواست حتما دوستی ما تا داشته باشه. دوستی بدون تا رو نمیفهمه...

گفت:بیا برا دوستیمون یه نشونه بزاریم.

گفتم:باشه توبزار.

گفت:شکلات. هربارکه همدیگرو میبینیم یه شکلات مال تو ،  یکی مال من.  باشه؟

گفتم:باشه

هربار یه شکلات میزاشتم تو دستش ؛ اونم تودست من

بازم همدیگرونگاه میکردیم.یعنی که دوستیم ،دوستِ.دوست

من تندی شکلاتم رو باز میکردم میزاشتم تو دهنم و تندوتند میخوردم

میگفت:شکمو!! تو دوست شکموی منی و شکلاتش رو میزاشت تو یه صندوقچه کوچولو و قشنگ

میگفتم:بخورش

میگفت:تموم میشه. میخوام تموم نشه برایه همیشه بمونه

صندوقش پر شده بود از شکلات هیچکدومش رو نمیخورد.من همشوخورده بودم

گفتم:اگه یه روز شکلاتهات رو مورچه ها یا کرمها بخورن چیکارمیکنی؟

گفت:نه مواظبشون هستم

میگفت:میخوام نگهشون دارم تا موقعی که دوست هستیم

من شکلاتهام رو میزاشتم تو دهنم و میگفتم:نه!نه!نه! تا نه!دوستی که تا نداره!

یکسال

دوسال

چهارسال

هفت سال

ده سال

بیست سالش شد

اون بزرگ شد و منم بزرگ شدم

من همه شکلاتهام رو خوردم ؛ اون همه شکلاتاش رو نگه داشت

اون اومده تا امشب خدافظی کنه.

میخواد بره اون دور دورا.

میگه میرم اما زودی برمیگردم ؛ من که میدونم میره و برنمیگرده
یادش رفت شکلات منو بده.

من که یادم نرفته ؛ یه شکلات گذاشتم کف دستش و گفتم:

این برای خوردنه و یه شکلات گذاشتم کف اون دستش و گفتم: اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت

یادش رفته بود که صندوق داره برای شکلاتهاش.

هردوتا رو خورد

 خندیدم ومیدونستم دوستی من تا نداره ؛ دوستی اون تا داره مثل همیشه

خوب شد همه شکلاتهام رو خورده بودم مثل همیشه

  
اما اون هیچکدوم رو نخورده بود حالا با یه صندوق پر شکلاتهای نخورده چیکار میکنه؟!؟!؟

http://www.up98.org/upload/server1/01/z/2rq9vqis1ajpkkkjt300.gif

دوتا آدم برفی که میونشون یه رود بود عاشق هم میشن..

اونا از عشق هم آب میشن به امید این که یه روزی توی رودخونه به هم برسن


 

http://www.up98.org/upload/server1/01/z/5ey12s0wpao4l2d7tyi0.jpg

   http://www.up98.org/upload/server1/01/z/ydg4isrswtr14dpedqt.jpg

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱۸ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ توسط حسین نظرات () |