عاشـقـانه

همیشه : آتش خشم را با آب سکوت خاموش کن

دو گوش داریم ویک زبان ، برای اینکه بیشتر بشنویم و کمتر بگوییم

اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار

دلم برای دیدنت چه شاعرانه لک زده  / بلور قلب کوچکم ز دوریت ترک زده !

بازی روزگار را نمی فهمم ! من تو را دوست دارم تو دیگری را دیگری مرا
و همه ی ما تنهاییم . . .

 
دلت را جایی بگذار که وقتی رفتی بیاریش ، ببینی ازش بهتر از خودت نگهداری کرده

20 سال 20 روز 20 شاخه گل برای تو که بیستی افسوس که پیشم نیستتی

راستی ثانیه ها نامردند / گفته بودند که بر می گردند / بر نگشتند و پس از رفتنشان / بی جهت عقربه ها می گردند  

دوباره فـــال حــــافـــظ و دوباره توی فــالــمی
هـــمـــیـــشـــه در خیالتم اگر چه بی خیالمی

در دایره
عشق اگر باران بلا بارید ٬ عاشق آن است که از دایره بیرون نرود



درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کسی جای دراین کلبه ویرانه ندارد
دل را به کف هر که نهم باز پس آرد
کسی تاب نگهداری دیوانه ندارد



بر سر در قلبم نوشتم ورود عشق ممنوع.عشق وارد شدو گفت من بی سوادم!!!

 


دو شاخه گل ، دو جام مستی
به قربانت میرم هرجا که هستی !!!


در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو . . .



منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میذارم / مقصرش تنهاییه من که گناهی ندارم . . .



تقدیم به چشم هایی که در راه ماندند و دل هایی که آنها را ندیدند
تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست و عهدی که هیچکس با آنها نبست . . .

 


عاشقی مقدور هر عاشق نیست / غم کشیدن کار هر نقاش نیست . . .



بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . .

 
اگرچه نازنینان را وفا نیست
/ گلستانی چو باغ آشنا نیست / اگر بر چرخ هفتم پا گذارم / دلم یک لحظه از یادت جدا نیست .

به شکرانه ی عشقت قدم تو دلت میذارم بلکه قلب بی پناهم آروم بگیره .
 
آدما برای هم مثل یه کتابن
، وقتی به آخر میرسن میرن سراغ یکی دیگه ، یادمون باشه برای همه تند تند ورق نخوریم !
 
 
هرگز در قلب کسی رو قفل نکن وقتی کلیدش رو نداری
.

 
عشق یعنی همچو من شیدا شدن
/ عشق یعنی قطره ی در دریا شدن / عشق یعنی دیده بر در دوختن / عشق یعنی در فراغش سوختن .

عجب روزگاریه ، دل ماله منه ، تو سینه ی منه ، اما واسه تو می تپه !
 
خاطره را به دست قلبم می سپارم که با تپش آن هر لحظه به یاد تو باشم
.
 
عشق یعنی نیستی برای هستی دیگری
، ای کاش عشقت نیستی تو رو با غرورش لگد مال نکنه .
 
عاشق آن نیست که دیوانه ی عشق تو شود
/ عاشق آن است که از عشق تو دیوانه شود .
  
آرام بخوان چون آهسته نوشتم
، بی پروا بخوان چون از خود نوشتم ، نزدیک کسی نخوان چون تنها نوشتم و از دل بخوان چون با دل نوشتم دوستت دارم .
 
فکر تنهایی نباش
، تنهایی خودش تنهاست ، تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست .

گفتی که ترکم میکنی / راضی به مرگم میکنی / هر آنچه میخواهی بکن / اما فراموشم نکن

به چشمانت عادت کرده بودم با دستانت رفاقت
، نمی آیی تو امشب به خوابم کاش دیروز دل سیری نگاهت کرده بودم .
 
آسمان چشمانت را برای کسی که نگاهت را نمی فهمد ابری نکن
.

وقتی تو با منی ندارم هیچ غمی / میخوام چیکار غمو  وقتی تو عشقمی .
 
نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی
، بهاری باش که برویانی

مهربونیات زیاده که هنوز خوب و صبوری / مثل یک حس قشنگی حتی وقتی خیلی دوری .
 
دعا میکنم غرق باران شوی
/ چو بوی خوش یاس و ریحان شوی / دعا میکنم در زمستان عشق / بهاری ترین فصل ایمان شوی .
 
خدایا به هرکه دوست میداری بیاموز که دوست داشتن از زندگی کردن بهتر است و به هرکه دوست تر میداری بچشان
!


زندگی مثل یه جادست ، ما مسافراشیم / قدر لحظه ها رو بدونیم ، شاید فردا نباشیم .

زیباست وقتی قلبی داری که صاحبش خودت هستی ، اما زیباتر آن است که دوستی داری که قلبش تو هستی 

 
از برگ گل نازک تری
/ از هرچه گویم بهتری / خوبان فراوان دیده ام / اما تو چیز دیگری .
 
آخرین نگاهت را پلک نخواهم زد
، مبادا تصویرت در چشمانم آواره شود 

باد باشی خاکتم ، درخت باشی برگتم ، دریا باشی آبتم ، هرجا باشی یادتم .

مهربانیت را به دستی ببخش که میدانی با او خواهی ماند وگرنه حسرتی می گذاری بر دلی که دوستت دارد .

هیشه عشق پیروز است

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱/٢٦ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ توسط حسین نظرات () |