عاشـقـانه

آخره راه اومدن با روزگار

گره ی کوریـــــ ه که بختــــ ه منه

که تموم اتفاقای بـــــــــــــــدش

شاهـــــــد زندگیــــــــ ه سختـــــــ ه مـــنه

شـــاید این زخمی که از تــوو خوردمـــــــــ و

از حـــرارتـــش زبـــــونه میـــکشم

یـــا تمــوم بی کسی هامــــــــــــ و

فقط از دست زمـــــــونه میکشم

بگو بازم هوامو داریـــــ و مثه همه منو تنها نمیذاری

بگو هستــــی تا نترسونتم ، ظلمتِ این شب تکراری و

بگو هستی و روی ماهتو امشب پـــــشت ابـــرها پنهون نمیشه

آسمون بخـــت تیـره ی من ابری نمیمونه همیشه

 من که پشـتـم به خودت گرمه و باز هرچی این راهـــو میام نمیرسم

نکنه دستمو ول کردی برم که به هرچی که میخوام نمیرسم

شایدم من اشتباهی اومدم که در ه بسته رو وا نمیکنی

من به این سادگی دل نمیکنم از تو که منو رها نمیکنی

بگو بازم هوامو داریـــــ و مثه همه منو تنها نمیذاری

بگو هستــــی تا نترسونتم ، ظلمتِ این شب تکراری و

بگو هستی و روی ماهتو امشب پـــــشت ابـــرها پنهون نمیشه

آسمون بخـــت تیـره ی من ابری نمیمونه همیشه

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/٢۳ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ توسط حسین نظرات () |